|
کارت های تبریک اینترنتی سال 2014 میلادی از بزرگ ترین شرکت های معماری جهان در شروع هر سال، معماران از سرتاسر جهان عکس هایی را جهت تبریک سال نو میلادی از طرق اینترنت ارسال می نمایند و خلاقیت معماری سال خود را به اشتراک می گذارند.
|

|
کارت های تبریک اینترنتی سال 2014 میلادی از بزرگ ترین شرکت های معماری جهان در شروع هر سال، معماران از سرتاسر جهان عکس هایی را جهت تبریک سال نو میلادی از طرق اینترنت ارسال می نمایند و خلاقیت معماری سال خود را به اشتراک می گذارند.
|
دوستان با من و دل ناله و فریاد کنید
آه را با نفس از حبس دل آزاد کنید
اربعین آمده تا از شهدا یاد کنید
گریه بر زخم تن حضرت سجاد کنید

آنچه درسوگ تو ای پاک تر از پاک , گذشت
نتوان گفت که هر لحظه، چه غمناک گذشت
چشم تاریخ در آن حادثه تلخ چه دید
که زمان مویه کنان از گذر خاک گذشت
تمام یاس هایت را به شام از کربلا بردم
چو برگشتم برایت یک چمن نیلوفر آوردم
مسافر از برای یار سوغات آورد اما
من از شام بلا داغ سه ساله دختر آوردم

باز عاشوراییان پیدا شدند باز هم سوداییان شیدا شدند
اربعین غصه های گل کجاست اربعین ناله بلبل کجاست
اربعین عشق، عباست چه شد اربعین، فریاد احساست چه شد
جهان شد از چه رو کانون ماتم
مگر از نو عزای شاه دین است
حسین آن کو به راه حق پرستی
چو بابش فرد بی مثل و قرین است
ز هفتاد و دو قربانی که او داد
ز یزدان در خور صد آفرین است

به لب از آتش دل گفتگوی کربلا دارم
دلی آتشفشان در جستجوی کربلا دارم
نماز عشق را رکعت به رکعت بسته ام قامت
به جای قبله ی جان رو به سوی کربلا دارم

اربعین است و دل از سوگ شهیدان خون است
هر که را مینگرم غمزده و محزون است
زینب از شام بلا آمده یا آنکه رباب
کز غم اصغر بیشیر، دلش پرخون است
دیده خونبار دارد آسمان کربلا
هست تا در انتظار کاروان کربلا
روز و شب در انتظار مقدمِ آلِ علیست
تشنه کامیها به دشتِ بیکران کربلا

اربعین است اربعین کربلاست هر طرف غوغایی از غم ها به پاست
گویی از آن خیمه های نیم سوز خود صدای العطش آید هنوز
هرکجا، نقشی ز داغ ماتم است هر چه ریزد اشک در اینجا کم است . . .

|
برج نوآوری در هنگ کنگ از زاها حدید ؛ هماهنگی روابط اجتماعی و امکانات ساختمانی در هدفی نوآورانه
|
خیلی دعا کردم نشد
مشک و بغل کردم نشد
داداش حسین شرمندتم
رفتم که برگردم نشد
چشمام نمیبینه داداش
بدجوری دستام خاکیه
هر کار میشد کردم نشد
شرمنده مشکم خالیه
از داغه افتادم زمین
دستام برام کاری نکرد
تا خیمه ها راهی نبود
مشک آبروداری نکرد
دندون گرفتم عشق تو
سینه سپر کردم نشد
خواستم علمداری کنم
رفتم که برگردم نشد
روی دستش پسرش رفت،
ولی قولش نه
نیزه ها تاجگرش رفت
ولی قولش نه
این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
پای نعش،قمرش رفت،
ولی قولش نه
شیرمردی که درآن واقعه هفتادو دوبار
دست غم برکمرش رفت،
ولی قولش نه
هرطرف می نگری نام حسین است وحسین
ای دمش گرم سرش رفت
ولی قولش نه
